در شبی شب که دنور ناگتس با اختلاف ۱۴ امتیاز پیش افتاده بود و بسیاری تصور میکردند بازی به سادگی به نفع میزبان تمام میشود، پورتلند تریل بلیزرز با بازگشتی قابلتوجه به پیروزی ۱۱۸ بر ۱۱۰ رسید. این نتیجه در حالی رقم خورد که دنور در نیمه نخست کنترل بازی را در دست داشت، اما روند مسابقه در ادامه دگرگون شد و پورتلند با اتکا به برتری فیزیکی زیر سبد، ورق را برگرداند. ترکیب Denver Nuggets و Portland Trail Blazers در این دیدار نشان داد که برتری اولیه لزوماً به معنای حفظ آن تا پایان نیست.
مهمترین عدد این بازی را باید در ستون ریباند جستوجو کرد: پورتلند ۵۳ ریباند در برابر ۳۷ ریباند دنور به دست آورد و از این میان ۲۱ ریباند تهاجمی داشت، در حالی که دنور تنها ۹ ریباند تهاجمی گرفت. همین برتری آشکار در ریباند بود که به پورتلند ۱۲ امتیاز شانس دوم داد، در برابر ۷ امتیاز دنور. پورتلند همچنین ۵۴ امتیاز در محوطه جریمه ثبت کرد در برابر ۴۴ امتیاز دنور، و این یعنی تریل بلیزرز بارها با نفوذ و حمله به سبد، دفاع حریف را شکافت.
از نظر دقت شوت نیز تصویر جالبی دیده میشود. دنور از ۷۷ شوت خود ۳۶ شوت موفق داشت، یعنی حدود ۴۷ درصد، و از ۲۶ سهامتیازی ۹ شوت وارد سبد شد. پورتلند اما از ۹۲ شوت ۴۳ شوت موفق داشت و ۱۵ سهامتیازی از ۴۱ تلاش خود را به ثمر رساند. نکته کلیدی این است که پورتلند حجم شوت بیشتری زد و با وجود درصد نهچندان بالاتر، تعداد بسکتبال موفق بیشتری ثبت کرد. در طرف مقابل، دنور در خط پرتاب آزاد عملکرد بهتری داشت و ۲۹ پرتاب از ۳۴ تلاش خود را وارد سبد کرد، در حالی که پورتلند تنها ۱۷ پرتاب آزاد از ۲۱ تلاش داشت. با این حال، این برتری در پرتاب آزاد نتوانست ضعف دنور در ریباند و دفاع نزدیک به سبد را جبران کند.
بازیکنان کلیدی پورتلند در این بازی با حرکتهای سریع و پاسهای دقیق، ۳۰ پاس منجر به گل را رقم زدند در برابر ۲۴ پاس دنور، و همین گردش روان توپ بود که راههای نفوذ را باز کرد. دنور در بخش توپربایی برتر بود و ۱۳ توپربایی در برابر ۳ توپربایی پورتلند داشت، اما در عوض ۱۲ توپ از دست داد و پورتلند از این اشتباهات ۱۸ امتیاز گرفت، در برابر ۱۳ امتیاز دنور. تاکتیکهای پورتلند در نیمه دوم بر پایه فشار روی ریباند تهاجمی و حمله سریع به سبد بنا شد و همین موضوع باعث شد برتری ۱۴ امتیازی دنور به تدریج آب شود.
در جمعبندی تاکتیکی باید گفت دنور در این بازی تیم برتر در دقت پرتاب آزاد و توپربایی بود، اما در دو معیار حیاتی یعنی ریباند تهاجمی و امتیاز در محوطه جریمه مغلوب شد. پورتلند با ۲۱ ریباند تهاجمی عملاً کنترل ریتم بازی را در دست گرفت و با وجود درصد شوت نهچندان درخشان، از طریق حجم و فشار به پیروزی رسید. این نتیجه نشان میدهد که در بسکتبال، برتری عددی در یک بخش از بازی نمیتواند ضعف در بخشهای دیگر را پنهان کند و پورتلند دقیقاً از همین شکاف بهره برد.









