لیون-ویلوربان در دیداری خانگی از رقابتهای یورولیگ مقابل والنسیا با نتیجهای نزدیک تن به شکست داد؛ شکستی که بیش از هر چیز ریشه در تفاوت عملکرد دو تیم از خط پنالتی داشت. میزبان با حمایت هوادارانش وارد این بازی شده بود و انتظار میرفت با توجه به برتری نسبی در دقت شوتهای میدانی، بتواند نتیجه را به سود خود رقم بزند، اما جزئیات آماری تصویر دیگری را روایت میکند.
نگاهی به آمار شوتهای میدانی نشان میدهد که هر دو تیم در این بخش عملکردی کاملاً مشابه داشتند. لیون-ویلوربان و والنسیا هر کدام ۳۴ شوت میدانی موفق ثبت کردند، با این تفاوت که میزبان برای رسیدن به این عدد به ۷۷ تلاش نیاز داشت و مهمان با ۶۶ تلاش به همان تعداد شوت موفق رسید. به بیان دیگر، والنسیا در هر تلاش دقت بالاتری داشت و همین صرفهجویی در تعداد شوت، در جریان بازی به سودش تمام شد. در پرتابهای سه امتیازی نیز تعادل کامل برقرار بود؛ هر دو تیم ۱۳ پرتاب سه امتیازی موفق داشتند، میزبان از ۳۱ تلاش و مهمان از ۲۹ تلاش.
اما نقطه تعیینکننده این مسابقه، خط پنالتی بود. والنسیا ۳۳ بار پشت خط پنالتی قرار گرفت و ۲۴ بار موفق شد، در حالی که لیون-ویلوربان تنها ۱۷ پرتاب آزاد داشت که ۱۱ تای آن وارد سبد شد. این اختلاف سیزده امتیازی از خط پنالتی، دقیقاً همان حاشیهای است که سرنوشت بازی را مشخص کرد. تعداد خطاهای شخصی دو تیم نیز این تفاوت را توضیح میدهد؛ میزبان ۲۷ خطا مرتکب شد و مهمان ۲۰ خطا، یعنی لیون-ویلوربان هم بیشتر خطا کرد و هم کمتر از این خطاها بهره برد.
در بخش ریباند، برتری آشکار با والنسیا بود. مهمان ۴۱ ریباند در مقابل ۲۸ ریباند میزبان به دست آورد که از این تعداد، ۱۱ ریباند تهاجمی سهم والنسیا بود در برابر ۹ ریباند تهاجمی لیون-ویلوربان. برتری ۳۰ به ۱۹ در ریباندهای دفاعی به مهمان اجازه داد تا مالکیتهای دوم میزبان را محدود کند و در عین حال با ریباندهای تهاجمی، فرصتهای امتیازگیری مجدد بسازد. در پاس منجر به گل، میزبان با ۲۳ پاس در برابر ۲۱ پاس مهمان کمی بهتر عمل کرد و در توپربایی نیز والنسیا با ۵ توپربایی نسبت به ۳ توپربایی لیون-ویلوربان برتری داشت. در بلاک، میزبان با ۶ بلاک در برابر ۳ بلاک مهمان عملکرد بهتری داشت و در حفظ توپ نیز لیون-ویلوربان با ۱۰ turnover در مقابل ۱۳ turnover والنسیا مراقبتر بود.
جمعبندی تاکتیکی این است که لیون-ویلوربان در اجرای تاکتیکهای هجومی و ساخت موقعیتهای شوت میدانی عملکرد قابل قبولی داشت و حتی در برخی بخشها مانند پاس و بلاک برتر بود، اما دو ضعف مشخص او را از برد دور کرد: ناتوانی در جذب خطا و رفتن به خط پنالتی، و شکست در نبرد ریباند. والنسیا با درک این نقاط ضعف، بازی را به سمت فیزیکیتر شدن سوق داد، از خطاهای میزبان نهایت استفاده را برد و با تسلط بر تختهها، ریتم بازی را کنترل کرد. ترکیب لیون-ویلوربان و والنسیا در این مسابقه نشان داد که وقتی بازیکنان کلیدی یک تیم در جذب خطا و کنترل ریباند ناکام میمانند، حتی دقت مشابه در شوتهای میدانی هم برای برد کافی نیست. نتیجه این بازی، بازتابی صادقانه از تفاوت دو تیم در جزئیاتی است که در ظاهر کوچک به نظر میرسند، اما در پایان، اختلاف نهایی را میسازند.










